اصل سوم تحلیل تکنیکال: چرا تاریخ تکرار میشود؟
تا این قسمت در واقع با دو اصل اساسی تحلیل تکنیکال آشنا شدیم. اصل اول که بر اساس نظریهی آقای داو بود، اشاره داشت به اینکه همهچیز در قیمتها لحاظ شده است. اصل دوم را که بر اساس قانون اول نیوتون یاد گرفتیم، اشاره داشت به اینکه قیمتها از روند مشخصی تبعیت میکنند. اما در این بخش میخواهیم درباره اصل سوم صحبت کنیم؛ اصولی که من حتی از دو اصل اول وزن بیشتری به آن میدهم.
تاریخ تکرار میشود یا احتمال تکرار دارد؟
شما احتمالاً این جمله را شنیدهاید که «گذشته چراغ راه آینده است». حالا ربطش با بورس و تحلیل تکنیکال چیست؟ ببینید، شما با بررسی نوسانات قیمت در گذشته میتوانید آیندهی احتمالی بازار را پیشبینی کنید. در واقع اصل سوم در تمام کتب و منابع اشاره دارد به اینکه «تاریخ تکرار میشود»، اما من میخواهم این جمله را کمی دقیقتر و بهتر بیان کنم:
«احتمال دارد که تاریخ تکرار بشود.»

این همان اصل سوم تحلیل تکنیکال است که نباید آن را با قطعیت مطلق اشتباه گرفت.
رابطه روانشناسی و رفتارهای تکرارشونده در قیمت
این جملهی معروف را شنیدهاید که باید از تاریخ درس گرفت. بین تحلیل تکنیکال، حرکت قیمتها و روانشناسیای که روی انسانها صورت میگیرد، همیشه یک ارتباط مستقیم وجود دارد. اگر به گذشتهی قیمتها نگاه کنید، میبینید که الگوهای قیمتی شکل گرفته و رفتارهایی روی نمودارها و قیمتها صورت گرفته که مدام تکرار شده است.

مثلاً یک اتفاقی روی یک نمودار افتاده و مجدداً میرویم بررسی میکنیم، میبینیم که در گذشته هم بارها این اتفاق رخ داده است. لذا ما میتوانیم به این موضوع اشاره کنیم که احتمال دارد تاریخ تکرار بشود؛ چون انسانها دارند در این بازار فعالیت میکنند و احتمال دارد که بخواهند رفتار مشابهی را در آینده از خودشان بروز بدهند.
لذا اصل سوم تحلیل تکنیکال از مهمترین اصول است که ما باید حتماً آن را در نظر بگیریم. این دیدگاه در واقع بیشتر جنبهی روانشناسی بازار را مطرح میکند و به این موضوع اشاره میکند که بازیگران اصلی بازار، نسبت به تغییرات و نوسانات قیمتی که در طول زمان از خودشان بروز میدهند، تغییرات قیمت را میتوانند ایجاد کنند. در اصل میتوانیم بگوییم احساسات افرادِ حاضر در بازار ـ که همیشه در عرضه و تقاضای این بازار تأثیر میگذارند ـ جزء جداییناپذیری از حرکات قیمتها در این بازار هستند.

تحلیل تکنیکال بر پایه احتمالات است، نه قطعیت
لذا با توجه به اینکه در گذشته اتفاقاتی رخ داده و نتایج مشابهی داشته و بارها و بارها این اتفاقات تکرار شده، میتوانیم این احتمال را بدهیم که در آینده هم امکان دارد آن اتفاقات مجدداً رخ بدهد. اما بیایید با چند مثال این موضوع را شفافتر کنیم:
- مثال اول: فرض کنید قیمت کالایی هر سال در ماه خرداد دچار افزایش قیمت میشود؛ به فرض ۲۰ درصد، ۳۰ درصد افزایش پیدا میکند. آیا میتوانیم احتمال بدهیم ـ با توجه به اینکه ده سال است که خردادماه قیمت این کالا افزایش پیدا میکند ـ در سال آینده هم این اتفاق رخ بدهد؟ این احتمال را میتوانیم بدهیم، ولی در فضای قطعیت نمیتوانیم راجع به آن صحبت کنیم. میتوانیم احتمال بدهیم که در آینده هم در ماه خرداد قیمت آن کالا بخواهد افزایش پیدا کند.
- مثال دوم: فرض کنید قیمت یک دارایی بارها وقتی که به قیمت هزار تومان میرسد، خریداران دیگر تمایلی برای خرید آن دارایی ندارند و قیمت شروع میکند به کاهش پیدا کردن. آیا میتوانیم این احتمال را بدهیم که اگر قیمت آن دارایی مجدداً به هزار تومان برسد، بریزد؟ این احتمال را میتوانیم بدهیم، ولی در فضای قطعیت راجع به آن صحبت نمیکنیم.
من تأکید میکنم که تحلیل تکنیکال بر پایهی احتمالات است. لذا امیدوارم که دوستان درک کرده باشند که اصل سوم وقتی اشاره به تکرار تاریخ دارد، در فضای قطعیت از آن صحبت نمیکند و اشاره دارد به احتمالات.

سه اصل تحلیل تکنیکال را ما الان آموزش دیدیم؛ در قسمت بعدی یک جمعبندی میکنم و موضوع اصول تحلیل تکنیکال را میبندیم.